تا حالا با خودت خلوت کردی؟
فکر کردی چقدر تنهایی ؟
درسته که اطرافت افرادی هستند (پدر ،مادر ،برادر،خواهر ،دوست و ...) اما بازم گاهی پیش میاد که احساس تنهایی می کنی.
سخته این ضجر کشنده؛
تنهایی
وقتی تو جمع باشی
اما باز تنها باشی.
ارسالی دوست خوبم
م.ب
در این عکس شما می بینید که دو فرد سیاسی نگرششون نسبت به مکانهای مقدس چگونه است .

ارسالی دوست خوبم
ی . الف . ب
هرچند دانشگاه آکسفورد اتهام! دادن مدرک دکترا به کردان را تکذیب کرد، واژه “کردان” به دیکشنری آکسفورد راه پیدا کرد! كردان جهاني شد و تاريخي و تا هميشه در تاريخ خواهد ماند چرا؟ چون نامش به عنوان فعل در ديكشنري هاي مهم جهان وارد شده منظور واژه نوين “كردانايز“ است كه معاني زير را دارا مي باشد: به معني اخذ مدرك دكترا بدون داشتن مدرك ليسانس به معني فريفتن ديگران بوسيله يك دروغ بزرگ به معني دستيابي به يك شغل مهم مانند وزارت بوسيله جعل مدرك و غيره،باور نمیکنید؟ خودتان ملاحظه بفرماييد:
http://www.urbandictionary.com/define.php?term=Kordanize1. Kordanize 1055 up, 115 down
Kordanize /‘kərdənaiz/ (v.) past tense: Kordanized / past participle: Kordanized 1 To get Ph.D without having B.Sc. 2 To deceive a nation by telling them a big lie 3 To become an important person (e.g. minister) by presenting fake certificate or documents. 4 to try to bribe someone in order to change his mind kordan kordanification kordanophobia kordanism kordanickordanicly
1 In this country Ph.D is just a piece of worthless paper.If i were you i would kordanize. 2 He must be sentenced to prison after he kordanized the whole country but as he was backed by the president he could scape the justice. 3 Kordanizing proves to be the best way of becoming a minister in an eastern country. 4 Although he tried to kordanize the Parliament members but finally they voted to sack the Minister for lying about his fake degree from Oxford University.
buy kordanize mugs & shirts
kordan kordanize kordanification kordanophobia kordanismkordanic kordanicly by DesoliDs Jan 5, 2009 share this add a video
2. kordanize 22 up, 11 down
a word which DesoliDs created and put on urban dictionary and some illiterate people said that oxford dictionary has put this word on the net maybe not knowing that urban dictionary and oxford dictionaries are different. I first heard that word in the university
Although Oxford University has denied Mr Kordan a doctoral certificate, the word "Kordan" has entered the Oxford dictionary:- Kordanize /'k?rd?naiz/ (v.
از خودمون
از اطرافیان
از زندگی
بدون در نظر گرفتن اینکه علتش چی می تونه باشه این موردیه که هراز گاهی پیش میاد و بیشتر تکرار میشه زمانی که ما به برنامه ریزی هامون و هدفهامون نمی رسیم.
اما واقعا عدم موفقیت ها و نرسیدن ها تا چه اندازه مربوط به خودمون و تا چه اندازه تحت تاثیر عوامل دیگره؟
اگه خودمون مقصریم به جای سرزنش و ناامیدی باید به اصلاح خودمون بپردازیم و اگر عللی غیر از خودمون در این ناکامی دخیله، بایستی با تدبیر از فرصت ها استفاده کرد نه اینکه فرصت های موجود هم از دست بدیم.
البته نگارنده خود سعی در انجام آنچه نگاشته دارد و این بهترین راه حل برای استفاده از لحظات تکرار ناشدنی زندگیست.
شادزی مهر افزون
زن که باشی......
گاهی دوست داری
تکیه بدهی...پناه ببری...ضعیف باشی
دست خودت نیست
زن که باشی......
گهگهاه حریصانه بو میکنی دستهایت را
شاید عطر تلخ و گس مردانه اش
لا به لای انگشتانت باقی مانده باشد
دست خودت نیست
زن که باشی......
گاهی رهایش می کنی و پشت سرش آب می ریزی
و قناعت می کنی به رویای حضورش
به این امید که او خوشبخت باشد
دست خودت نیست
زن که باشی......
همۀ دیوانگی های عالم را بلدی ... !!!
درود بی کران بر شما همراه همیشگی ، شمایی که در تمامی عرصه ها ، پستی و بلندی ها یار و یاورم بودی و هستی.
از لطف شما و تمامی دوستانی که این روز را تبریک گفتند سپاسگزارم.
شادزی مهر افزون![]()
فعالان این عرصه, خصوصا جناب "یه دوست" عزیز ,مدیریت محترم
این وبلاگ و همکاران سخت کوش شان تبریک عرض نموده و
آروزمندم روزهایی پربار همراه با موفقیت در انتظارتان باشد.

بیانیه انجمن روابط عمومی ایران
بنابراین موضوع ارتباط چیزی نیست که بخواهیم آنرا محدود به زمان حال کنیم.
در واقع پیامبران اولین کسانی بودند که نقش روابط عمومی را در نظام بشری برای دریافت پیامهای آسمانی ایفا کردند.
اما کــاربـــرد اصطلاح روابط عمومی (Public Relation) به معنای خاص آن در عصر حاضر برای اولین بار در سال ۱۸۹۷ در سالنامه اداره اتحادیه راه آهن ایالات متحده آمریکا بکار رفت و تغییر و تحول در روشهای ارتباطی به صورت مدّون و امروزی آن و در نتیجه تأسیس واحدها یا دفاتر روابط عمومی از این کشور شروع شد و در ادامه آن از سال ۱۹۰۰ تا ۱۹۱۴ ما شاهد رشد سریع بنگاههای اقتصادی و آغاز مبارزه افکار عمومی بر علیه مقاصد سودجویانه آنان هستیم و بنگاههای اقتصادی برای جلب افکار عمومی نقش روابط عمومی را در این امر کاملاً برجسته دیدند و به همین دلیل در سازمانهای خود جایگاه روابط عمومی را تعریف کردند و در سال ۱۹۰۶ اولین شرکت خصوصی خدماتی تحت عنوان «روابط عمومی توسط» (I-V-lee) کهفارغالتحصیلدانشگاه پرنسیتونبود ایجاد شدکهازاوبهعنوانپدر روابطعمومیدر امریکا یاد میشود.
روابط عمومی در ایران
ادامه دارد....
در زندگی اتفاق های زیادی می افته .
بعضی از اونها مربوط به خودمون میشه.
تا حالا شده که کاری رو انجام بدی و احساس کنی به خودت خیانت کردی؟
در این دنیا هیچ چیز و هیچ کس با ارزش تر از خودمون نیست.حالا اگه پیش بیاد که به خودمون خیانت کنیم که دیگه خیلی ناجور میشه.
این خیانت می تونه هر کاری باشه بستگی به زندگی شخصی داره.
این مطلب با هدف خاصی نوشته نشده بلکه گاهی اوقات به موضوعاتی فکر می کنم و دوست دارم با نگارش اونها، نظر دیگر خواننده های وب رو بدونم.
خوشحال می شم شما عزیزی که الان داری این متن رو می خونی نظرت رو هم برام بذاری.
مهم نیست با چه نامی ، مهم اینه که نظرت رو ارسال کنی و دیگران رو در نظرت شریک کنی.
شادزی مهر افزون
من نوشتم: میخواهم شاد باشم.
معلم به من گفت: نه ... این چه جوابیست؟ سؤال رو نفهمیدی!
جواب دادم: چرا فهمیدم، این شمایید که مفهوم زندگی رو نفهمیدید!
جان لنون
این واژه بی نقطه
گاهی به وسعت یک دریا برایت دلتنگی میکند
من تو را هنوز
مثل تمام شدن مشق شبم دوست دارم...
به یاد لحظه های رفته بر باد
به یاد سروهای سبز و عاشق
نشستم گریه کردم تا شقایق
صدایم یک نیستان بی قراری
غروب و حسرت و چشم انتظاری
به یادت ای عزیز نازنینم
شبی تنها و خاکستر نشینم
دیشب در خبرها شنیدم که سخنگوی وزارت خارجه بلاخره گفت:" ...کارمند ارشد سفارت ایران در برزیل به خاطر رفتن به استخر مختلط متخلف بوده و از محل خدمتش برگشت شده ..."
این خوبه حداقل از دو مورد خطا یکیش رو پذیرفتند.
امیدوارم که با دقت بیشتری به انتخاب کارکنان خود بپردازند و با متخلفان به گونه ای برخورد بشه که دیگه کسی به خودش اجازه فکر کردن به تخلف رو نده .
شادزی مهر افزون![]()
در این چند وقته سرم شلوغ بود و نتونستم که مطالبم را همزمان با سوژه های پیش آمده بنویسم اما خوب بعضی مسائل اگه زمان هم ازشون بگذره کهنه نخواهند شد.
حتما در مورد کارمند ارشد سفارت ایران در برزیل شنیدید.
من که شرمنده شدم و زمانی بیشتر شرمسار شدم که پاسخ مهمانپرست را شنیدم. آخه یکی نیست به این بنده خدا بگه جواب هم می خوای بدی یه جوابی بده که سوتی نباشه.
گفته بود:"... تفاوت فرهنگی است... "
یعنی چی تفاوت فرهنگی؟
یعنی اینکار (تعدی به دختران زیر سن قانونی ) در ایران موردی نداره و در فرهنگ ما پذیرفته است؟!!!!
چرا با حیثیت ایرانی و ایران زمین بازی می کنند و آب از آب تکان نمی خورد.
در جای دیگر آمده بود:"... سوءتفاهم پیش آمده..."
یعنی رفتن به استخر مختلط برای آنکه دایه پرچم داری جمهوری اسلامی ایران را دارد مشکلی به حساب نمی آید؟!!!! (در صورتی که در ایران چنین موضوعی اساسا وجود ندارد و اگر پیش بیاد گناه کبیره و مجازات سنگینی دارد).
به قول یکی از دوستان کاش در وزات خارجه هم آقای سلحشور داشتیم تا با شعور و شورشان این حرکت را محکوم می کردند و می گفتند که مفسده ای رخ داده.
شاید این آخرین نوشتارم باشد .
شادزی مهر افزون
تا باد برد روسری اَت، آفتاب شد
گویا خدا همین که تو را در حجاب دید
قهرش گرفت و سخت شدیدالعقاب شد
مو را برای بازشدن آفریده بود
تا لب برای بوسه زدن انتخاب شد
مفتیّ ِ مصر گفته که هرکس ببوسدت
روز حساب خلق، معاف از عذاب شد
می خواستم ثواب کنم با لبم ولی
لبهای سرخ کردنی اَت هم کباب شد!
کار من و تو داشت به آغوش می کشید
یکباره هرچه نقشه کشیدم خراب شد
ای شاهزاده دختر آزاد پارسی
تا خواستم بغل کنمت... انقلاب شد
احمد جمعه پور



